شب زنده داری مامان خاطره . . .
نازدونه ی مامان امشب از اون شباست که ترجیح میدم نخوابم،آخه میدونم تا بیام چرت بزنم بیدار میشی و من باید آرومت کنم![]()
الهی قربونت برم من که تو تاریکی با اون چشمای معصومت بهم نگاه میکنی و از من مستاصل تر و کلافه تر ناله میکنی![]()
از سر شب تا حالا چندبار خوابوندمت ولی نمیدونم چرا یکم چرت میزنی و با کلی ناله بیدار میشی. بابا بهنام که دیگه کم آورد و با کلی عذاب وجدان خوابید![]()
خیلی سعی کرد کنارمون باشه ولی من دلم نیومد ازش خواستم بخوابه، بنده خدا صبح تو سرما باید بره سر کار![]()
![]()
الهی فداش بشم من که انقدر همسری و بابایی مهربونیه![]()
دیدی گفتم قلقلی خانوم. . .
.
.
.
دورت بگردم عسلی من! شیر میخواستی بهت دادم
وااااااااااااای خدا جونم خیــــــــــــــلی دوست دارم که یه فرشته ی دوست داشتنی مثل آترین بهم دادی، هزار مرتبه شکر!!!!!!!!!!! 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب زنده داری مامان خاطره . . .
